حرفهای خودمانی 

سلام دوستان

الوعده وفا!

داستان کلیدر برگرفته از یک حادثه تاریخی در روستای کلیدر استان خراسان و حوالی سبزواره شخصیتهای اصلی داستان واقعی هستند که دولت آبادی با قلم زیباش داستان رو پرداخته و خودش بهش پرو بال داده و داستان بسیار زیبایی رو قلم زده.

گلمحمد کلمیشی یه مرد ایلیاتیه که در یک در گیری یک مرد رو می کشه و پشت بند اون مجبور میشه دو تا از نیروهای امنیه رو سر به نیست کنه پسر خاله خائنش لوش میده و توی زندان با کمک فردی به نام ستار که عضو حزب توده بوده فرار میکنه و یواش یواش قوی میشه به حمایت مردم فقیر و رعیت رو در روی اربابها می ایسته و تبدیل به یک قهرمان میشه آوازه اش همه جا میپیچه اربابها شکایت به حکومت وقت می برن مامورهای حکومت که برای دستگیری گلمحمد راهی میشن به دست گلمحمد و طرفداراش کشته میشن و اینطوری میشه که گلمحمد رو در روی حکومت و شاه قرار میگیره - البته خودش اینطور نمیخواسته - و حکومت و اربابها دست به دست هم میدن برای از بین بردن یا مهار کردن گلمحمد .گلمحمد شکست ناپذیر بود تا وقتیکه فهمید مردم از ترس اربابها گلمحمد رو تنها گذاشتن و حتی حاضر نیستن برای نجات خودشون پشت گلمحمد در بیان.

از دولت آبادی پرسیدن داستان کلیدر واقعیه جواب داد هیچ وقت از یه نویسنده نپرسین داستانش واقعیه یا نه!

در مورد داستان سرچ کردم عکس جنازه های گلمحمد, بیگ محمد, خان عمو و صبراو و تصویر بعضی از شخصیتهای منفی داستان که در مرگ گلمحمدها دست داشتند تو سایتهای مختلف هست. یه گروهی هم در مورد داستان تحقیق کردند و بیشتر داستان حقیقت داره و دولت آبادی با اضافه کردن چند شخصیت به داستان شیرینی و جذابیت داستان رو چندین برابر کرده .

سرچ کنید گلمحمد کلمیشی و عکس ها رو ببینید. من داستان رو خیلی خلاصه گفتم تا از خوندن داستان لذت ببرید.

یه قسمت از کتاب که گلمحمد در مورد مرگ حرف می زنه رو براتون تو ادامه مطلب میارم اگه دوست داشتین یه سر به ادامه مطلب بزنید

تمام نیروهای امنیتی و اربابها دست به دست هم دادن برای کشتن گلمحمدها و گلمحمد یا باید از دولت تامین بگیره و بشه دست نشانده دولت برای سر کوبی رعیتها و باج و خراج گرفتن از اونها و ساکت کردن افرادی مثل خودِ الانش یا باید فرار کنه یا باید به کشته شدن تن بده :

ها بله خان عمو ما باخته ایم, ما باخته ایم و شکست خورده ایم, راست اینکه نمیخواهیم در شکست خود خوار بشویم. حال که چنین پیش آمده نمیخواهیم و نباید دشمنکام بشویم , شکست مرد که در می رسد ,مردانه تر آنست که چون چنار بشکند ; که زندگانی جایی دارد و مرگ هم جایی. مرگ و زندگانی هر کدام جای و شان خود را دارند. وقتی که زندگانی به راه پلشتی خواست کله پا بشود پس زنده باد مرگ. وقتی که زندگانیِ شایسته دست رد به سینه مرد گذاشت , پس خوشا مرگ. من و تو خان عمو زندگانی را شیرین و شایسته دوست داشته ایم; پس مرگ را هم شایسته می خواهیم. مرگ پلشت سزاوار زندگانی پلشت است .چون که نکبت زندگانیِ پلشت  را خون هم نمیتواند بشوید. زندگانی کرده ایم خان عمو, به سر بلندی و بزرگی زندگانی کرده ایم و روا نیست که خود را با پلشتی آلوده کنیم. باز هم اگر شهوت زنده ماندن می داشتیم , شاید که نکبت می گرفتیم, در واقع نکبت دامن ما را می گرفت. خوار و پلشت و شاید هم پست می شدیم . چه کسی میتوانسته بوده بپندارد که جهن خان سردار تا این پایه پست بشود? خود جهن , اگر بگیریم که روزگاری غیر از این بوده می توانسته امروزِ خودش را ببیند?



نویسنده :من لی لی | تاريخ :جمعه ۲ تیر ۹۶ | نظرات (۱۱)
نظرات :(۱۱)
جمعه ۱ دی ۹۶ , ۱۵:۴۱ علی امین زاده
افتخار ابدی

http://veryveryinteresting.com/?p=73

ready up و منتظر حضور سبزتان.
 
جمعه ۱ دی ۹۶ , ۱۵:۴۰ علی امین زاده
منتظر آپلود جدیدتون هستم!
نگاهی متفاوت

http://veryveryinteresting.com/?p=69

ready up و منتظر حضور سبزتان.
جمعه ۷ مهر ۹۶ , ۲۲:۴۱ علی امین زاده
تست شخصیت شناسی با یک کلیک

http://veryveryinteresting.com/?p=62

ready up و منتظر حضور سبزتان.

سلامی گرم بعد از یک غیبت طولانی! وب سایت قبلی من دیگه به طور کامل از رده خارج شد و از این به بعد این آدرس جدید سایتمه. خوشحال

میشم سر بزنید و ضمناً آدرس رو در لینکهاتون تصحیح کنید.

www.veryveryinteresting.com
یکی از همکاران ما تو شرکت، از خویشان گلممد کلمیشیه.
سلام بانو بهم سر بزنید دلم خیلی گرفته
سلام لی لی بانو دلم حسابی برات تنگ شده بود
ممنون از داستان و ممنون برای تیکه ای از استاد دولت آبادی گفتین منم این روزا به هر زحمتی هست مادام بووآری رو میخونم
لازم شد حتما این کتاب را از جایی دانلود کنم و بخوانم
خیلی خوشحال شدم:))
سلام و درود /
به نظر پاسخ دادم
سلام
ممنون بابت معرفی کتاب 
ادامه ی مطلبم خوندم 
یک حس غرور و شجاعت تو حرفاش موج میزنه
سرچ میکنم و عکسها رو میبینم 

سلام صدف جان
آره حتما ببین عکسها رو !
شجاعت و تسلیم نشدن به هر قیمتی!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی